Drama
نمایشنامه شنیداری
خانه کاروان اسلام
  اول اردیبهشت 1389، 21 آپریل 2010

در مورد کاروان اسلام

کاروان اسلام از روی "البعثة الاسلامیه من البلادالافرنجیه"، نخست در سه پرده برای صحنه نوشته شد، اما پس از پاشیده شدن گروه تئاتر آزاد و عدم امکان گردآوری افراد تازه، این مهم روی زمین ماند. تا اینکه تصمیم گرفتم آنرا به صورت فردی و با تغییر صدا برای شخصیت های داستان، به شکل نمایشنامه رادیویی اجرا کنم.

بخش نخست از پرده اول پیش از انتخابات خرداد 88 ضبط و ارائه شد، اما به دلیل پی آمدهای انتخابات و شروع دورانی جدید در تاریخ ایران و مشغله های نوشتاری، ادامه آن به آینده موکول گردید.

در اردیبهشت 89 بخش دوم از پرده اول تقدیم دوستداران آثار هدایت شد و امید است که پرده دوم و سوم در آینده ای نه چندان دور بترتیب آماده انتشار شوند.

اگر چه هدایت این داستان را نزدیک به 80 سال پیش از این نوشته، اما مدل های شخصیت های داستان او از جمله در ایران امروز هنوز مصداق های عینی دارند.

این شاید مدیون آن باشد که خصوصیات باطنی آخوند جماعت که همانا دروغگویی، به نام خدا حرف زدن، از راه دین نان خوردن و ستادن خمس و ذکات و سهم امام از مردم است، هیچگاه تغییر نکرده، چه در زمان حکومت عباسیان، در زمان شاه و یا اکنون زیر لوای حکومت جمهوری اسلامی و ولایت فقیه.


نمایشنامه این گونه آغاز می شود

نمایندگان کشورهای مسلمان از گوشه و کنار جهان در شهر نحف اشرف گرد هم می آیند تا تدابیری در مورد فرستادن یک لژیون مذهبی ویژه به اروپا مشورت کنند.

زیرا آنها معتقدند در ینگه دنیا – یعنی در همین آمریکای جنایتکار! – هم همه مسلمان شدند و تنها نقطه باقی مانده که هنوز به دین پدر و اجدادی پدری پای بند هستند، همین خطه "یورُپ" خودمانه که قلبشان از سنگ حجرالسود هم تیره تر است.

پس عده ای را از بین خود بعنوان رئیس کاروان، معاونت، حسابدار و روضه خوان و ختنه کن، انتخاب میکنند، تا آنها راهی آلمان شوند و هدایت کافران اروپا را از همان برلین آغاز کنند.

این گروه بخاطر آتش زدن کوپه قطار اسلامبول – برلین بوسیله سماور ذغالی، زمان پیاده شدن در ایستگاه برلین، مقداری زیادی خسارت وسائل سوخته کوپه را می پردازند و مبلغ هنکفتی هم برای حمل آفتابه ها و نعلین هایی که از کشورهای اسلامی با خود به برلین آورده اند می پردازند.

و از آنجا که دیگر پول نقدی برایشان باقی نمانده مامور مالی را می فرستند تا برود و یک قطعه چکی را که رئیس کاروان امضا میکند، وصول کند و سپس پول را به هتل بیاورد. آقایان خود نیز در این فرصت به هتل میروند تا وسائل را در آنجا بگذارند.

وقتی حسابدار به هتل بازنمی گردد و پلیس، رئیس کاروان را در اطاقش سر منقل تریاک می خواهد بازداشت کنند، ماجراهای تازه ای رخ می دهد که چهره های واقعی قهرمان های این قصه فاش می شود. اینجا در نیمه دوم از پرده دوم نمایشنامه است.

 


 

کاروان اسلام از صادق هدایت


کتاب های صادق هدایت را
می توانید در اینجا برای خود بارگیری کنید

متن این نمایشنامه از روی کتاب "نوشته هایی از صادق هدایت" چاپ و انتشارات آرش – سوئد 1988 تنظیم گشته و متن کتاب از روی نسخه ماشین شده متعلق به استاد مینوی و نسخه دیگری متعلق به یکی از یاران دیرین هدایت به چاپ رسیده است.

به گفته استاد مجتبی مینوی، این اثر را صادق هدایت در سالهای 1312-1313 نوشته است و نخست در نظر داشت که "البعثته" را با نام مستعار "راستگوسکی" – راستگو = صادق، بچاپ رساند که نشد.

 

پرده اول - بخش دوم

این نمایشنامه در سه پرده و بسیار بلند است. از این نظر بدلیل حجم و مشکل دانلود هر پرده آن در دو بخش تهیه شده.

جهت دانلود:
کلیک راست و
Save as

27MB, 29 min.
Download mp3


فایل های کلیه بخش های این نمایشنامه که تا کنون تولید شده در
این صفحه در دسترس هستند

 

  بازگشت